#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_412

- خوبي ... ؟

- آره ...

اشكام ريخت رو گونه هام ...آروم گفتم...

- كجا بودي؟... ديگه داشتم كم مي آوردم

- بعدا مو به مو واست تعريف مي كنم كه تو اين چند وقت چي به سر من اومد ...

ضمنا اينجا دوربين داره .. وقتي رفتم مانتوت و مي پوشي ... آماده ميشيني تا زمانش برسه و از اين دخمه لعنتي فرار كنيم ... قدرت داري ؟

- آره .. اگر تو بگي آره ...

- دلم تنگ شده بود واست دختر خوب ... نمي دوني چقدر داغونم از دوريت ...

زير گردنم و بوسيد... لباش و آورد بالا ... چشام و بستم ... هرم نفساش آبم مي كرد ... بوسه هاي ريزي كه رو صورتم حس مي كردم ... قلبم و ديوونه تر مي كرد ... ديگه زنش بودم ... عذاب وجدان نداشتم ... چقدر قشنگ بود اين حس ...

نگام كرد... سرم پايين بود ...

ازم فاصله گرفت ... نگاش ازم برداشته نميشد ...

دوباره چسبيد بهم ...

romangram.com | @romangram_com