#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_393


تماس گرفتم... دوباره صداي سرهنگ اومد ...

- چراغ سبزه بيايد تو پاركينگ ...

يه خورده جلوتر آريا پيچيد تو يه پاركينگ كه چراغاش خاموش بود و درش باز ... به محض ورود در اتومات بسته شد ... چراغا روشن شد ...يه نگاهي به دور و برش انداختم ... هرگوشش يه دوربين نصب بود ...
آريا اشاره كرد بيام تو آسانسور ... صداي سرهنگ اومد ...

- سنسور خاموشه ... خوش اومدين ...

رفتيم طبقه پايين ....زير پاركينگ ... در آسانسور باز شد ... يه راهرو بود ...

به ته راهرو كه پيچيديم ... سمت راست سرهنگ و ديديم ...

دست داديم و رفتيم تو

- خوش اومدي همكار جديد ...

- خوبه توفيق اجباري نصيبمون شد ...

- بده ؟ نمي خواي شغل پدرت و دنبال كني ... اين فقط يه پيشنهاده ... چون مورد اعتمادي ... ما هم تو اين حرفه به ادماي مورد اعتماد و زرنگ نياز داريم ...

راهنمائيمون كرد به يه اتاق ... ته اتاق يه كمد بود ... سرهنگ لبخند به لب اشاره كرد بريم تو كمد ...

romangram.com | @romangram_com