#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_364
- چرا ديشب ... وقتي زير سرم بودي تو بيمارستان
خم شدم سمتش ... گوشام و تيزكردم ...
- خوب ؟
- آريا بايد يه چيزي رو بدوني كه جرات نمي كنم بگم
چشام از نگراني بازتر شد .. سريع گفتم
- بگو داداش ... بگو منتظرم ... اتفاقي افتاده؟ ... آني چيزيش شده؟ ... بگو ديگه ...
- خوب تو كه مهلت نميدي حرف بزنم آروم باش ...
سرم و تكون دادم ...
- باشه باشه من آرومم ... حالا جان من واضح بگو چي شده ... قلبم اومد تو دهنم ...
- اون عوضي به خاطر دشمني با من آني رو گرفته ...با من ...
مكث كردم ... خيره شدم بهش .. اين چه معني ميده ...ادامه داد
romangram.com | @romangram_com