#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_365
- من نمي دونم كيه .. نمي دونم چرا ازم كينه داره ... ولي از حرفاي ديشبش فهميدم دلش از من پره ...جون داداش تا صبح خوابم نبرد ...
بيشتر از اينكه نگران خواهرم باشم ... نگران اين بودم كه چطوري اين موضوع و به تو بگم ....
نگام و از روش برداشتم ... تكيه دادم به مبل ...
مغزم اصلا كار نمي كرد ... هنوز گيج بودم .. نمي تونستم متمركز شم رو موضوع ...
روم و كردم سمتش ...
- آريا مغز من كار نمي كنه ... تو به جاي من فكر كن ... كدوم بي شرفي اونقدر از دستت شكاره كه حاضر شده چنين ريسكي رو بكنه ... ؟
آريا يه روز گذشت ... يه شب گذشت ... آني من ديشب كجا بوده؟ ...
استاد غيرت خواهرت ديشب كجا بوده ؟! بفهمين ... بايد به پليس خبر بديم ... هر چقدر ما لفتش بديم ... آني بيشتر به خطر ميفته ...
تو رو خدا بفهمين ... اين اقيانوس بدون غريق نجات هممون و غرق مي كنه ...
آريا خم شد رو زانوهاش ... سرش و گرفت تو دستاش... جفتمون كلافه بوديم ...
مهري خانوم دو تا فنجون قهوه اورد و گذاشت رو ميزو سريع برگشت تو آشپزخونه ...صداي زنگ گوشي اومد ...
تا اومدم پا شم آريا دستش و گذاشت رو شونم و مانع شد .. دويد سمت اتاق...
گوشي به دست اومد بيرون ...
romangram.com | @romangram_com