#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_355

فرشاد با گوشيش ور رفت و شماره رو نشون آريا داد

- اين كد كه مال ايران نيست ... مال خارج از كشور ه ...

گمان كنم مال امارات باشه ... اگر اشتباه نكنم ...

- امارات ؟

- موضوع چيه ...

فرشاد كلافه پا شد ... دستي لاي موهاش كشيد و سرش و بلند كرد ... نفساي عميق مي كشيد ...

رو به آريا در حالي كه رو پيشونيش اخم كم رنگي نشسته بود قاطع گفت ...

- بايد هر چه زودتر با پليس تماس بگيريم ... الان معلوم نيست كدوم جهنم دره اي بردنش ... چه بلائي سرش ميارن ...

آريا كه هنوز داشت به شماره نگاه مي كرد سرش و به نشونه موافقت تكون داد ... كه صداي خانم آريا منش مسير نگاهها رو تغيير داد ...

انگار بهوش اومده بود ... ولي حرف زدنش به سختي بود ...

- كسي با پليس تماس نمي گيره ... من سر زندگي بچم ريسك نمي كنم ...

كه دوباره بغضش تركيد ... مهري خانوم قرصش و با ليوان آب بهش داد ....

romangram.com | @romangram_com