#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_349
- آقا به خانوم بگم اومدين ...
جواب ندادم ... در هر حال مي گفت ... ديگه اين پاچه خواريا واسه چيه ؟!
در و باز كردم ... چشم به ماشين افتاد ... آني نبود ... خوبه گفتم نرو تو ... سر كارم حسابي ... از همين الان داره ميره جاده خاكي ..
گوشي رو برداشتم ... شمارش و گرفتم ... زنگ ميخورد اما بر نمي داشت ... عجب!!!
اينقدر گشنشه كه وقت نمي كنه گوشي رو جواب بده؟! ... زنگ در خونشونو زدم ...
در و با ديدن قيافه من باز كردن ... آريا رو راه پله ها ايستاده بود ...
- به ...عجب بر گشتين به سلامتي ؟... گفتم ديگه پيداتون نميشه !!!... نه بچه مثبتي ... خوشم اومد ......
- شك داشتي ؟!
- نه بر منكرش لعنت ...
- بگو آني بياد پرخوري نكنه مي خوام ببرمش رستوران ...
مكث كرد...
romangram.com | @romangram_com