#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_316
- ولي آني من مي ترسم ...
نگاش كردم ...
- از چي ؟
- از اينكه با گفتن حقيقت از دستت بدم ...
نگام كرد ... با صدايي كه آرامش ازش مي باريد
- چي فكر كردي با خودت؟! ... كه اينقدر بچه ام ؟... من در مورد تو خيلي وقته فكرام و كردم ... قول ميدم قول ميدم فردا زير قرار نزنم ... فقط بگو ...
با صداي آروم و مملو ازدلهره شروع كردم ...
- پدرت قبل از ازدواجش دوست دختر داشته ...
با ترس نگاش كردم ...
- خوب تا اينجاش و مي دونستم ... كي نداشته ؟!
آب دهنم و قورت دادم و ادامه دادم
- اون دوست دختر عاشق بابات ميشه ولي بابات عاشق مادرت بوده ... مي خواسته با اون ازدواج كنه ... مثه من كه الان تو رو ...
romangram.com | @romangram_com