#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_213
مامانم از روي تختش پا شد ... پاكت سيگارش رو برداشت ... يه نخ سيگار برداشت گذاشت رو لباش ... با فندك سنگ نشانش روشنش كرد و با همون اعتماد به نفس هميشگي بدون اينكه بهش نگاه كنه گفت
- من به زندگي تو چي كار دارم ؟ زندگي توخيلي وقته از من گذشته و من توي خاطراتم دفنش كردم ...
- نيومدم اراجيف بشنوم ... تا اون روي من بالا نيومده بگو بهش چي گفتي لعنتي ...
مامان سيگارش رو از روي لبش برداشت ...يه نگاه چپ بهش انداخت و دود سيگار رو داد بيرون ...
- منم عادت ندارم اراجيف بگم ... من به اون زن چيزي نگفتم ...
- خدا كنه همينطور باشه ... و يه چيز ديگه ... دخترم بابت كاراي بچگانه تو آسيب ديده ... فخري چند بهت بدم بزاري اين دو تا جوون بهم برسن ... چند تا زمين بزنم به نامت ؟
مامان بلند خنديد ... اونقدر دارم كه باج تو رو لازم نداشته باشم ... رد پاي اون زن توي خاطرات من هست كافيه همين مونده كه بچشم بياد بشه سوهان روحم ... محاله
- فخري ... اين دو تا عاشق همن ...
مامان برگشت به سمت آريامنش با يه نگاه غمزده بهش خيره شد ... دو قدم اومد جلو ...
- ببين كي دم از عشق ميزنه ... منم عاشق بودم پرويز ... تو عشق منو نديدي
هنوز اون شب رويائي گاهي ميشه خاطره ثانيه هام ... عاشقم كردي و بعد گفتي عشق نبوده و هوس بوده ...!!!
نامرد عاشقم كردي و ولم كردي ... تو يه شب كه نه يه سال آغوش منو داشتي اما دم نزدي ... دلت و كه زدم شدم هوس ... اونم هوسه چه فرقي داره؟ .. بعد يه ماه دخترت و ول مي كنه ...پس چرا اصرار داري ؟
romangram.com | @romangram_com