#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_207
از فكر اينكه اگر پرستار وقت نامناسبي مي رسيد چه آبروريزي شده بود چند تا غر آبدار به خودم زدم ...
تو نميتوني خودت و كنترل كني ؟ تو بيمارستان وقت ...؟؟؟ اونم با مريضي كه بهش شوك وارد شده ...؟؟؟ مگه مريضي خوب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟... بي فكر ، ... ،... !!!
تا ظهر ديگه اجازه ديدنش رو نداشتم ... از طرفي بابت اون دقايق قشنگ و البته پر خطر شارژم فول بود ..
تماس گرفتم بيمارستان و مرخصي گرفتم ...
توي حياط بيمارستان بي هدف قدم مي زدم كه گوشيم زنگ خورد ...شماره منزل آريامنش بود ...
- الو آقاي دكتر ...
- جانم ... بفرمائيد ...
- ببخشيد مزاحم شدم ... آني خونه نيست ... با شما تماس نگرفته ...؟
توي صداش نگراني موج مي زد ... چي بايد بهش مي گفتم ... مكث كردم ...
- آقا دكتر .. صدام رو داريد ... ؟
- بله ... صدا رو دارم ... آني با منه ...لطف كنيد به خونوادش فعلا نگيد ... جاي نگراني نيست ... يه خورده حالش مساعد نبود ...
romangram.com | @romangram_com