#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_189
از اين حرفش بد خندم گرفته بود ... دختره بيكار تايمش رو هم گرفته بود ... من كه يادم نمياد ؟!
كي ؟! واقعا صورت من توي موهاي اون افريطه بوده ..؟!! جلوي خودم و گرفتم و سر به زير گوش مي دادم ، اونم بي وقفه ادامه مي داد ... نفس بگير خوب ...
- ببخشيد كه مرتب دستم توي دستاي مهرانه بود ... ببخشيد كه مهرانه رو بغل كردم و مرتب به تو سيلي مي زنم ... ببخشيد عشقم توئي ولي مجبورم با اون عقد كنم و امشب بشه شب رويايي ...
- كافيه آني ... اينطوري هم خودت و آزار مي دي هم منو داغون مي كني ... من به اون دختره عوضي هيچ حسي ندارم ... فقط دارم تحملش مي كنم ...بفهم ...
- پس امشب عقد نكن ... آقاي دكتر امشب عقد نكن ...
- صبور باش و خيالت راحت باشه ... ضمن اينكه اين چندمين باره كه صدام مي كني آقاي دكتر ...
- ببخشيد آقاي دكتر من عادت ندارم مرد نامزد دار رو كه قراره امشب عقد شه طور ديگه اي صدا كنم ...!!!
- آني ديگه از حد گذروندي ... هر چي كوتاه مي يام ... خيلي بد داري مي گازوني ...
نگاش رو ازم دزديد و رو كرد به پنجره ... آروم طوري كه به سختي شنيدم زمزمه كرد
- تو هم بودي عشقت داشت مي رسيد به يكي ديگه مي زدي جاده خاكي ...
- چي گفتي ؟!!
ذوق زده شده بودم ... آني به من گفت عشقم ؟!! با گوشاي خودم شنيدم؟!
romangram.com | @romangram_com