#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_188
- هه ...اونوكه فهميدم بنده خدا يه مرد فوق العاده است و تو رو به چشم دخترش نگاه مي كنه ...
ديگه ؟ ... داري بگو...هه
يه مكثي كرد و باز با همون معصوميت شروع كرد
- پدرام جون پدرام جون پدرام جون...
دستم بي اختيار يه سيلي خوابوند توي گوشش ... اخمام رو كشيدم تو هم و با عصبانيت تمام انگشتم رو گذاشتم روي پيشانيش...
- اگر يه بار ديگه ... آني فقط يه بار ديگه اسم اين مرتيكه رو جلوي من بياري ... مخ تو و خودم و با هم منفجر مي كنم
دستش روي گونش بود ... ولي مي خنديد ... يه دو ثانيه نشد كه صداي خندش بلند تر شد ...
- ديگه هم بگم ؟!
بلند مي خنديد و هنوز اخماي من تو هم بود نشستم رو تخت ... با فاصله ده سانتي كنارم نشست ... نگاش نكردم ... بايد بهش مي فهموندم دل من بازيچه دستش نيست كه هي كبابش كنه و به دود و آهش بخنده ...
- ببخشيد آقاي دكتر ... معذرت مي خوام اسم مهرانه رو آوردم!!! ببخشيد كه با مهرانه رقصيدم ... اونم با كمال ميل ... با اراده خودم .. ببخشيد كه محكم بغلش كردم ...!!!
باز بغض كرد ... با هر كلمش اشكاش دونه دونه مي ريخت روي چونه و شال حريرش ...
- ببخشيد آقاي دكتر ... من معذرت مي خوام كه كيك رو از دست مهرانه خوردم ... ببخشيد كه صورتم رفته بود توي موهاش و دقيقا سه دقيقه و 15 ثانيه توش موند و نفس كشيد و لذت برد ...
romangram.com | @romangram_com