#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_159
بازم جوابي نيومد ... دستم رو بردم لاي موهام تا سر حد مرگ كشوندم ... صورتم خيس عرق بود ... دور خودم مي چرخيدم ... كلافه شده بودم ...
زنگ زدم به گوشيش بر نداشت ... دوباره و دوباره و دوباره ...
اس دادم
- بيا بيرون آني كارت ندارم ... بيا بيرون تا يه بلائي سر خودم و اين خونه و اون مرتيكه بي شرف نياوردم... د بيا بيرون لعنتي ... حالم بده ...
- آبروريزي نكن ... برو راحتم بزار ... تو ديگه نامزد داري ...
منم اومدم پيش نامزدم ... راحتمون بزار
چشام تار ميديد ... خدا اين چي داره ميگه ...؟!
- علي آقا از من خواستگاري كرده بود ... چون قبلا تو توهمات بودم جواب منفي دادم ...
با اتفاقات امشب فهميدم اين كسيه كه سرش به تنش مي ارزه نه توئي كه جلوي چشمم يكي ديگه رو به آغوش مي كشي ...
تكيه دادم به ديوار ... دوباره حالم بد شد ... سينم به خس خس افتاده بود ... الان اونا دارن چه غلطي مي كنن ...
دستم رو بردم تو جيبم به سختي اسپري رو برداشتم ولي ...
تموم شده بود ... نفسم داشت بند ميومد ... با زحمت پا شدم و با مشت به در كوبيدم ...
romangram.com | @romangram_com