#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_148
فرشاد نامزد داره ديگه درست نيست با ديگران دختر بازي كنه ...
چنان اين حرفش بوي تهمت و تحقير مي داد كه دوست داشتم همونجا خرخرش رو ...
فرشاد فكش و به هم فشار داد اما حتي يه كلام اعتراض نكرد ...
سرم رو برگردوندم و رفتم به سمت بيتا و كنارش نشستم
- خوبي ؟
- نه.. فعلا مي خوام نگاه كنم ...
موسيقي عوض شد وميهمانان جفت جفت اومدن وسط واسه رقص...
مادر فرشاد اومد سمت پدرم ...
- افتخار رقص ميديد ؟
هر دو با هم رفتن وسط ...
من چشام گرد بود گردتر شد ...
آريا از پشت سر بيتا نگام كرد
- طبيعيه ... حرص نخور ... توي همه مراسما اين دو تا با همن ... فقط پيش خودت بمونه...
romangram.com | @romangram_com