#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_129


آريا نگاه ميكرد خوب هم نگاه مي كرد ...

گويا مي خواست ثابت كنه براش مهم نيست اون قيافه زشته گرچه با اون همه اسيد باز هم خوشكل مونده بود ...!

بعد از معاينه فرشاد رو به من كرد و گفت
- خواهرتون زياد اسيب نديده... خوشبختانه ... و طي يك سال البته با هزينه زياد قيافش رو خوشكل مي كنيم ... بعد هم به بيتا يه نگاهي انداخت ... شايد از اولتم خوشكل تر شدي...

دهه چرا داره باهاش شوخي مي كنه ... با اون نگاه جذاب ...


حسوديم گل كرد ... اخمام رو كردم تو هم و سرم رو انداختم پايين

بيتا و آريا متوجه نشدن اما فرشاد حساب كار دستش اومد ... رو كرد سمت آريا ...
- نامزد خوشكلي داري حتي بعد از اين وضع هم ميشه خوشكليش رو متوجه شد ...

آريا چشاش رو باز كرد ابروئي بالا انداخت ولي هيچي نگفت

از حرف فرشاد بدش نيومده بود ... هرچند اگر كلمه نامزد توش نبود اينجا جنگ راه افتاده بود ...! به خاطر كلمه خوشكل !!!

آريا و بيتا بعد از صحبتهاي فرشاد پا شدن و رو به من گفتن بريم
كه فرشاد پا شد


romangram.com | @romangram_com