#هر_دو_باختیم__پارت_384

فیلم بردار- خانمی اماده باش شوهرت الان میاد.. فقط یادت باشه چی گفتما!! حرکات با شوهرت هم هماهنگ شده. تو هم دقیقا همون واکنش هایی رو نشون بده که من بهت گفتم!

- چشم.. انحام می دم.

- خوبه.. پس الان وقتشه شوهرت بیاد تو!

ضربان قلبم شدت گرفت. نمی دونم واکنش رادین به قیافم چی بود. فیلبردار بلند از شماره سه معکوس شمرد. انگار داشت فیلم سینمایی ضیط می کرد. خندم گرفته بود. ولی سعی کردم خودمو کنترل کنم.





در اتاق باز شد. رادین وارد شد. اول سرش پایین بود اما کم کم سرش رو بالا اورد. فکر کنم اینم از فیلمایی بود که فیلم بردارا گفته بودن.. وگرنه انقدر بی پروا بود که از همون اول بخواد زل بزنه تو چشمام.

به محض این که منو دید چشماش برق زد. دهنش باز مونده بود. در همون حالت گفت: وای.. چقدر خوشگل شدی!

یه دفعه اومد به طرفم و منو تو بغلش کشید. فیلم بردار معترضانه گفت: اقای داماد!! چی کار می کنین؟! مگه همکارم باهاتون بیرون هماهنگ نکرد چی کار کنین؟!

اروم زیر گوشمو بوسید و گفت: خانم من با احساس خودم عکس العمل نشون بدم بهتره یا این که فیلمی که شماها می گین از خودم در بیارم؟!

فیلم بردار ریز ریز خندید و به کارش ادامه داد. فکر کنم فهمید حرف حساب جواب نداره!

با نگاه موشکافانه کل اجزای صورتم رو نگاه کرد. با شیطنت گفت: خوبه باز به کمک این لوازم ارایش یه رنگ و لاابی به صورتت دادن! قابل تحمل شدی!

زدم نوک بینیشو گفتم: باز خوبه من به کمک لوازم ارایش می تونم خوب بشم ولی تو چی که نه می تونی از این جور چیزا استفاده کنی نه این طوری می شه تحملت کرد.

romangram.com | @romangram_com