#هر_دو_باختیم__پارت_378

- پس می شه بگی چرا از این که زودتر با هم باشیم ناراحتی؟! یعنی این خواست تو نیست که زودتر مال همسرت بشی؟!

- اخه تو یه طوری حرف زدی که حس کردم یه کالا رو می خوای مال خودت کنی! خوشم نیومد!

با اخم غلیط و لحنی که توش دلخوری موج می زد گفت: از این به یعد دیگه رک و راست باهات حرف نمی زنم.. چون ظاهرا جنبشو نداری!

" همیشه از این که یکی بهم بگه بی جنبه متنفر بودم.





با حرص گفتم: من که عذرخواهی کردم.. تمومش کن دیگه!

- منم حرفی نزدم. فقط گفتم از این به یعد برای این که ناراحت نشی چطور رفتار می کنم.. بده نمی خوام ناراحتت کنم؟

- من ناراحت نشدم.. فقط اشتباه برداشت کردم! ولی تو الان داری الکی شلوغش می کنی! اروم باش دیگه!

یه نفس عمیق کشید. چشماشو بست. ظاهرا داشت سعی می کرد به خودش مسلط بشه!

رادین- قبول.. حق با توئه.. من زود عصبانی شدم. خب حالا بگو.. اجازه می دی با مامانم اینا حرف بزنم؟!

- تو این موقعیت؟!

- مگه این موقعیت چشه؟!

romangram.com | @romangram_com