#هر_دو_باختیم__پارت_375


بی فایدس! هر چقدر بیشتر تلاش می کردیم بیشتر زده می شد. بهتره از یه راه دیگه وارد بشم!

- عمو جون یه سؤالی ازتون دارم! اگه روز یکی بهتون بگه بین ابروت و جون دخترت یکیو انتخاب کن.. شما آبروتون رو انتخاب می کنین؟!

جوابی نداد و سرشو پایین انداخت. خودم ادامه دادم.





- قطعا دخترتون رو انتخاب می کنین.. حالا اگه بهتون بگن تصمیمی که شما در موردش گرفتین عین بازی با جونش می مونه شما بازم روی تصمیمتون مصمم می مونین؟

عمو نگاه پر از سرزنشی به مهناز انداخت و به گریه افتاد. مثل همیشه برام دیدن گریه یه مرد سخت بود. سرمو پایین انداختم.

***

رادین- خب خدا رو شکر اینم حل شد! حالا کجا بریم؟!

- یعنی چی کجا بریم؟ خب بریم خونه شما که به بابات این ا خبر بدیم که موفق شدیم دیگه.

- خب حالا برای دادن اون خبر دیر نمی شه! بریم خونۀ دوستم؟!

- خونۀ دوستت بریم چی کار؟!


romangram.com | @romangram_com