#هر_دو_باختیم__پارت_370
رادین- سلام زن عمو!
" اا.. پس زن عمو بود!
لبخندی زدم و سلام کردم. اونم با لبخند جواب هر دومون رو داد.
رادین- زن عمو ایشون همسر من هستن!
زن عمو- خوش اومدین!
رادین- ممنون.. عمو بیداره؟
زن عمو- والا نمی دونم.. تو اتاقشه!
یه اه پر از سوز کشید و ادامه داد.
- یعنی اصلا بیرون نمیاد!
رادین- اومدیم باهاش حرف بزنیم.
رنگ از روی زن عمو پرید.
زن عمو- در مورد چی؟!
رادین- نگران نباشین.. موضوع بدی نیست.. ما فقط می خوایم خیالشو راحت کنیم که دیگه نه از دست مهناز ناراحتی داریم نه از خودشون.. یعنی از اولش هم از خودشون ناراحت نبودیم.
romangram.com | @romangram_com