#هر_دو_باختیم__پارت_365
الهام- بله!
رادین- مهناز؟!!
الهام- بله.. ایشون به همراه یه اقای دیگه!
رادین از جاش بلند شد.
رادین- الان می رم حالشونو می گیرم. دیگه برای چی اومده اینجا؟!
- صبر کن رادین! شلوغش نکن. الهام جان لطفا بگو بیان داخل.
الهام سرشو تکون داد و از اتاق بیرون رفت و چند ثانیه بعد مهناز و سیامک دو تقه به در زدند و وارد شدن. مهناز سلام اروم و زیر لبی کرد. من جواب سلامشو دادم ولی صدای رادین در نیومد.
- چیزی شده مهناز؟!
مهناز- یادته دیشب بهم گفتی خودم باید راه راضی کردن بابام رو پیدا کنم؟!
- اره یادمه!
romangram.com | @romangram_com