#هر_دو_باختیم__پارت_354

- من با ماشین خودم میام.

- چرا؟

پشت چشمی نازک کردم و گفتم: برای این که امروز دیگه خودم ماشین اوردم. ولی از فردا راننده اختصاصیم میاد دنبالم.

چشماشو ریز کرد و گفت: راننده اختصاصیت؟ مگه راننده گرفتی!

سرمو تکون دادم و گفت: اره.. تازه یه ماهه.. کارش هم بد نیست.. به موقع میاد.. به موقع می رسونه.. نمی دونم می شناسیش یا نه.. پسر بدی نیست.. به کاراش وارده.. اسمش رادین تابشه!

دست به سینه شد و ابروهاشو داد بالا و گفت: ااااااا... که من راننده اختصاصیت هستم دیگه؟!

- ظاهرا که این طور به نظر میاد.

کمی بهم نزدیک شد و گفت: یه راننده اختصاصی بهت نشون بدم صدتا راننده از بغلش بزنه بیرون... فقط حیف که اینجا جاش نیست.. وگرنه همین الان نشونت می دادم.

همین طور که داشتم عقب عقب به سمت ماشینم می رفتم گفتم: پس بشین تا موقش برسه!

- تو که می دونی من حافظۀ خوبی دارم.. وقت برای تلافی بسیار است!

***

فنجون قهوه رو از تو سینی که رکسانا جلوم گرفته بود برداشتم و با لبخند ازش تشکر کردم.

زهره جون- ترنم جان به نظر میاد کمی تو فکری! طوری که نشده؟!

romangram.com | @romangram_com