#هر_دو_باختیم__پارت_342
- خب حالا اینا رو ول کن.. من برم پیش بابا محمود چی بگم؟
- ازش بخوا بره پیش بابام و بگه که اجازه بده من ایران بمونم.
- تو فکر می کنی محمود خان حاضر می شه این کارو بکنه؟!
اومد جواب بده که گوشی من زنگ خورد. شماره رادین بود. دستمو گذاشتم رو بینیم و گفتم: هیـــــــس رادینه!
- الو.
رادین- سلام عزیزم.
- سلام.. جانم؟!
- کجایین پس؟! چرا انقدر دیر کردین؟
- تو راهیم عزیزم.. یکم شلوغه.. کارم داشتی؟
- حتما باید کاری داشته باشم که به خانومم زنگ بزنم؟!
برای قطع مردن عجله داشتم برای همین بی حوصله گفتم: نه.. ولی.. اصلا ولش کن.. میام شرکت همو ببینیم دیگه.
- باشه پس فعلا خدافظ.
خدافظی کردم و گوشی رو قطع کردم.
romangram.com | @romangram_com