#هر_دو_باختیم__پارت_337


رادین- دارین می رین بیرون؟

- اره.. با اقای صادقی می رم سر ساختمون.

- خب پس یه چند دقیقه می شه بریم تو اتاقتون.. کارتون دارم.

" چه جالب! اون روزا که اصرار داشتم تو محیط کاری متفاوت برخورد کنه و رسمی باشه این کارو نمی کرد حالا که اصراری ندارم خودش رسمی برخورد می کنه!!

" حالا تو اتاق باهام چی کار داره؟

" حتما می خواد بغلم کنه و بگه تو این چند روز که ندیدمت خیلی دلم برات تنگ شده بود!

در اتاق رو بست و مقابلم ایستاد.





هیجان گفتم: چی کارم داشتی؟

با جدیت گفت: شالتو عوض کن مقنعه سرت کن!

باد درونم خالی شد! چی فکر می کردم چی خواست!!!!


romangram.com | @romangram_com