#هر_دو_باختیم__پارت_332

- به هر حال نقشۀ اون روز خراب شد. بابام از عقد خبر دار شده بود.. وقتی داشت در این مورد با مامانم حرف می زد متوجه شدم. هیچ جوره نمی تونستم جلوی عقدو بگیرم. ترنم تحت نظرم بود.. منتظر یه فرصت مناسب بودم. دیدم که عمو اینا رفتن بیرون. فهمیدم ترنم و رادین خونه تنهان. از این موضوع خیلی حرصم گرفته بود. طولی نکشید که ترنم و رادین با هم زدن بیرون. رادین ترنم رو گذاشت خونشون. خوشحال شدم. اگه ترنم تنها می شد می تونستم کاری رو که می خوام بکنم! اما رادین ترنم رو تنها نذاشت. دم خونه وایساده بود. نمی دونم می خواست چه غلطی بکنه. بالاخره رفت تو.

سیامک فکری به نظرش رسید که می تونستیم رادین رو از خونه بکشیم بیرون. یه دختره که یکی از دوستای خودمون بود رو فرستادیم یه بیمارستان. طوری وانمود کرد که یه مریض بد حال داره و همین الان باید یه تماس مهم بگیره. از بیمارستان زنگ زد به رادین و گفت مهناز تصادف کرده و باید برای یه عمل مهم رضایت بده. جلوتر سیامک یکی از دوستاشو فرستاده بود خونمون تا خطای تلفن رو دست کاری کنه تا اگه رادین خواست با خونه تماس بگیره نتونه.

سامان صندلی عقب ماشین رادین پنهان شد. وقتی رادین وارد شد اونو بی هوش کرد. سیامک هم رفت سراغ ترنم و اونو اورد پیش من.

بقیه ماجرا رو هم که از زبون ترنم شنیدین.

همه هاج و واج به مهناز خیره بودن. هیچ کس باورش نمی شد مهناز برای به دست اوردن رادینی که این همه اونو پس می زنه انقدر تلاش کرده باشه... بیمارستان!!! قطع کردن خط تلفن!!!

اشک توی چشمام جمع شده بود. نمی دونم چرا؟! شاید به خاطر وضعی بود که مهناز توش گیر کرده بود!

" به خاطر مهناز؟!

" به خاطر مهنازی که می خواست منو بی ابرو کنه؟!

" نمی دونم.. شاید به خاطر این بود که احساس کردم واقعا مهناز همه زندگیش رو به هم ریخت که فقط رادینو داشته باشه! همه رو از جمله خودش رو عذاب داد به خاطر یه موضوعی که می تونست با صحبت حلش کنه!!

مهناز اومد مقابل رادین ایستاد. با بغض گفت: اره رادین.. همه این کارا رو من کردم... اگه تو اون شب منو پس نزده بودی.. اگه اون شب به جای اون رفتار زننده باهام بهتر رفتار می کردی و باهام حرف می زدی شاید هیچ وقت این اتفاقا نمی افتاد.

رو به جمع کرد و با فریاد گفت: شما لعنتی ها هیچ وقت نفهمیدین من رادینو از ته دل دوستش دارم.. نه به عنوان داداشم.. به عنوان مرد زندگیم!

دوباره به طرف رادین برگشت و با صدای اروم تر ادامه داد: ای کاش به جای این که ازم دوری کنی بهم می فهموندی که به درد هم نمی خوریم!

رادین- تو می خواستی از استفاده کنی تا گند کاری اولت رو ماست مالی کنی اون وقت داری می گی دوستم داشتی!!!!!!

romangram.com | @romangram_com