#هر_دو_باختیم__پارت_319


- حالا اجازه می دین برم بگم رادین بیاد بالا؟!

سرشو تکون داد. بی معطلی از رادین خواستم بیاد بالا.

- رادین تو یادت میاد مارو کدوم باغ بردن؟

- اره! تو ابعلی بود!

عمو محمد- اما مهناز تو ابعلی جایی رو نداره. یه ویلا داره تو دماوند که خودم براش گرفتم که چندان هم بزرگ نیست.

رادین- نه عمو جون.. ابعلی بود. مطمئنم!

- خب شاید اون باغ مال سیامک یا سامان بوده!

عمو محمد- اونا دیگه کی هستن؟!

رادین- ادمای دخترتون عمو جون!

رادینو چپ چپ نگاه کردم که بی خیال تیکه انداختن بشه.

عمو محمد- الان می ریم؟

رادین با تعجب پرسید: کجا؟!


romangram.com | @romangram_com