#هر_دو_باختیم__پارت_318

- لازمه.. و یه چیز دیگه!

با حرص و عصبی گفت: دیگه چی؟!

- اگه می شه تو اتاق رادین بذاریمش و درو روش ببندیم.. و البته شما گوشیشو ازش بگیرین!

چشماش از شنیدن این درخواستم گرد شد.

- چی داری می گی؟!! یعنی من دخترمو زندانی کنم؟! اونم سر چیزایی که مطمئن نیستم حقیقت داشته باشه؟!!

- اقای تابش شما دنبال حقیقت هستین یا فقط دفاع از دخترتون؟!

- خب معلومه.. حقیقت!

- خب پس لطفا با ما همراه بشین.. اگه حرفامون درست نبود شما می تونین از دست ما شکایت کنین!

- می شه بگین به چه جرمی؟!

" راست می گه! دوباره من یه چیزی رو هوا پروندم.!!

واسه این که کم نیارم گفتم: اقای تابش شما اگه یه وکیل خوب بگیرین خیلی راحت می تونه از بین کارای ما یه جرم بیرون بکشه و تحویل شما بده!

چشماش گرد شد.

- تا حالا ندیده بودم کسی برای مجرم کردن خودش دیگران رو راهنمایی کنه!

romangram.com | @romangram_com