#هر_دو_باختیم__پارت_300

- اخه دیوونه کی می تونه زنگ زده باشه و از کارای مهناز به ما خبر بده؟!

- من از کجا بدونم! ولی طرف صداش اشنا بود!

- خب پس حتما یکی از افرادش بوده!

- شاید! احتمالا از کمک کردن به مهناز خسته شده و بهش خیانت کرده؟!

- کدوم خیانت؟

- همین که به ما هشدار داد تا حواسمون رو جمع کنیم دیگه! این طوری شاید بتونیم جلوی اقدام بعدیش در بیایم.

پوزخندی زدم و گفتم: اگه طرف قصدش خیانت بود می گفت مهناز چه نقشه ای تو سرش داره نه این که فقط هشدارشو بهمون بده!

چشماشو باز کرد و بهم خیره شد.

رادین- چی می خوای بگی ترنم؟

- می خوام بگم کسی که زنگ زده قصدش خیانت نبوده! به دستور خود مهناز زنگ زده تا تو رو بترسونه! می خواسته کاری کنه از زیر معاینه پزشکی قانونی شونه خالی کنه!

- فکر نمی کنم این طور باشه!

- چرا اینو می گی؟

- به شدت دلم شور می زنه! انگار منتظر بودم یکی یه هشدار بهم بده!

romangram.com | @romangram_com