#هر_دو_باختیم__پارت_238
معترضانه گفتم: این چه ریختیه؟
خیلی ریلکس تو جاش نیم خیز شد و گفت: خودت گفتی هر طور که خودم دوست دارم.. خب منم این طوری دوست داشتم.. تو مشکلی داری؟!
با اخم گفتم: اره خوشم نمیاد کسی این طوری بغلم بخوابه.
با شیطنت گفت: چیه؟ نکنه تحریک می شی و خوابت نمی بره؟
با حرص گفتم: نخیر.. اصلا هم این طور نیست.. اصلا هر طوری که دلت می خواد بخواب!
بدون این که برقو خاموش کنم رفتم سمت راست تخت خوابیدم. رادین هم سمت چپ خوابیده بود.
رادین- اااااا... پس چرا پس برقو خاموش نکردی؟
بالشتمو کمی جا به جا کردم و گفتم: به من چه خودت خاموش کن!
نفسشو با صدا داد بیرون و از جاش بلند شد و برقو خاموش کرد. بلافاصله بعد از خاموش کردن برق چراغ خواب بالا سرم رو روش کردم.
رادین- این مثلا چراغ خوابه؟!
- اره چطور مگه؟
- اخه نورش خیلی زیاده! من این طوری خوابم نمی بره!
شونه ای بالا اداختم و گفتم: به من ربطی نداره.. من با این نور مشکلی ندارم!
romangram.com | @romangram_com