#هر_دو_باختیم__پارت_219
- چه خبرته؟ چی شده؟
- چی شده؟! تازه می پرسی چی شده؟ برای چی جریان عقد امروزو به من نگفتی؟
- فکر میکنی من خبر داشتم؟
- نگو نداشتی که اصلا باورم نمی شه!
- من تازه دم رفتن خبر دار شدم.. که بعد از اونم که همش مامان و بابا دور و برت بودن و نمی شد بهت خبر داد.
- ترانه تو اگه می خواستی خبر بدی می تونسی یه اس بدی ولی این کارو نکردی!
- حالا واسه تو که بد نشد.. تا عقدو خوندن دوتایی با هم پریدین تو اتاق!
- اهان.. راستی.. قضیه لواسونم می دونستی و پیچوندی؟!
- این یکی رو که اصلا خبر نداشتم.. نه من خبر داشتم نه رکسانا. هر دومون تازه موقع رفتن با خبر شدیم.. ظاهرا زهره خانم همچین برنامه ای چیده بوده و به مامان اینا گفته و اونا هم موافقت کردن.
- یعنی الان اونجایین؟
- اره.. بابا خیلی اصرار کرد که برگردیم ولی اقا محمود نذاشت! تو الان کجایی؟
- خونۀ خودمون!
romangram.com | @romangram_com