#هر_دو_باختیم__پارت_194
" ناز کردن؟! من دارم برای رادین ناز می کنم؟!!
احتمالا رادین ذهنمو می خوند.. چون بلافاصله گفت: ما چمون شده ترنم؟ چرا مثل قبل نیستیم؟!
با این که زبون باز کردن برام سخت بود با صدای ارومی گفتم: من همون ترنمم.. هیچ تغییری نکردم!
" معلومه که همون ترنم نیستم!
پوزخندی زد و گفت: ترنمی که من می شناختم اگه بهش نزدیک می شدم زیر دستم تقلا می کرد نه این که مثل الان انقدر اروم بایسته!
" حق با رادینه! قبلا چی بودم.. حالا چی هستم!!!
برای توجیه کارم گفتم: دیگه اخلاقت دستم اومده.. می دونم هر چی تقلا کنم بیشتر تحریک می شی!
تو چشمام خیره بود. نمی تونستم این نگاهو تحمل کنم. دیگه مثل قدیم تاب نگاهشو نداشتم.. نگاهش می سوزوندم!! سرمو برگردنودم.
صدای گرمو و گیراش تو گوشم پیچید.
رادین- ترنم.. می شه نگام کنی؟!
با این که دوست نداشتم ولی این کارو کردم. به ارومی انگشت شصتشو روی لب پایینم کشید. نا خوداگاه چشمام بسته شد.
" اه... چته ترنم.. زود باش اونو پس بزن.. چرا بیکار وایسادی؟!
می خواستم کنار بزنمش ولی توانشو نداشتم.
romangram.com | @romangram_com