#هر_دو_باختیم__پارت_195


رادین – می ذاری یه بار دیگه امتحانش کنم؟

چشمامو باز کردم و با تعجب گفتم: چیو؟

چشماش خمار شده بود. نگاه خمارش روی لبهام کشیده شد و گفت: بوسه از لباتو! ولی نمی خوام مثل اون دفعه توی شرکت باشه.. می خوام این دفعه برای هر دومون متفاوت باشه! می خوام بفهمم تو دلم خودم و تو دل تو چی می گذره؟ اجازه هست؟

" بوسه از لبام؟ برای هر دو متفاوت؟! منظورش چیه؟!

سکوت کردم. نتونستم جوابی بهش بدم. سکوتمو به جواب مثبتم تعبییر کرد. چشماشو بست و سرشو به صورتم نزدیک تر کرد. حرارت نفس هاش کلافم کرده بود. فقط پوست لبش رو روی لبم حس کردم اما همین جا متوقف شد.. دیگه جلو تر نرفت! تو یه حرکت منو ول کرد و رفت عقب. سرمو انداختم پایین.

بعد از چند ثانیه صدای گرفتش به گوشم رسید.

رادین- ترنم به نفعته این بازی رو به هم بزنی.. اگه ادامش بدی و بابات بعدا بفهمه قضیه از چه قرار بوده بیشتر عصبانی می شه و ممکنه اتفاق بدتری بیافته.. منم تمام سعیمو میکنم که فردا با خانوادم حرف بزنم.

اینو گفت و بعد صدای قدم های شدیدش رو شنیدم و بعد به هم خوردن در. سرمو بالا کردم. رادین رفته بود. من هنوزم می لرزیدم. لرزیدنم از ترس نبود! پس از چی بود؟

" چرا وقتی خواست بوسم کنه بی تفاوت ایستادم.. چرا حرکتی نکردم؟!

" یعنی واقعا نمی خواستم تحریکش کنم؟!

" نه.. این جوابی بود که برای توجیه کردن ارامشم دادم ولی خودم ته دلم می دونستم این جواب درست نیست!

" پس جواب درست چی بود؟!


romangram.com | @romangram_com