#هر_دو_باختیم__پارت_193
" این حرفا داره از دهن رادین در میاد؟
" رادینی که قبلا واسه من شاخ وشونه می کشید؟!!!
فقط در سکوت بهش خیره شدم. یه دفعه با صدای فریادش سکوت خونه رو در هم شکست.
رادین- چرا حرف نمی زنی ترنم.. پس چرا ساکتی؟ دِ بگو چی کار کنم که دلت خنک بشه... بگو دیگه! تو هم تو این بازی کم تقصیر نداشتی ولی حالا خودم دارم بهت می گم بگو چی کار کنم که دلت خنک بشه؟
با صدای فریادش کمی دست پاچه شده بودم. کلا عادت داشت یهو جنی بشه!
چند بار خیلی کلافه یه مسیر و رفت و برگشت. یه دفعه مقابل ایستاد و بازومو گرفت و کشید تو بغلش! از حرکتش انقدر شوکه شده بودم که نمی دونستم باید چه عکس العملی نشون بدم. فقط همین طور دستام به اطرافم اویزون بود. اغوشش گرم بود. توی بغلش محکم فشارم می داد. احساس می کردم هر لحظه ممکنه استخونام در هم بشکنه.
" اخه این حرکت چه ربطی به حرفای الانمون داره؟!
" یه دفعه مهربون می شه! بعد یهو جنی می شه!! حالا هم که بغلم کرده!!
بعد از چند دقیقه که برای من به اندازۀ چند سال گذشت منو چسبوند به دیوار.. دستاشو بالای سرم تکیه داد و تو چشمام خیره موند. منم بهت زده از کاراش عصبانیتمو فراموش کرده بودم و به چشماش خیره موندم. اروم گونمو نوازش کرد. قلقلکم اومد. سرم رو کج کردم. دستش بین صورتم و شونم ثابت شد.
" رادین چش شده؟ این کارا چیه؟!
" خودم چم شده؟ چرا عوض این که سرش داد بکشم و پسش بزنم فقط اروم موندم!!
" کارام بیشتر شبیه ناز کردنه تا جلوگیری کردن!!
romangram.com | @romangram_com