#هر_دو_باختیم__پارت_189
بیخیال گرفتن جواب سؤالم شدم. رادین گوشۀ سمت راست نشسته بود منم گوشۀ سمت چپ نشستم.
- خب من می شنوم.
کلافه دستی تو موهاش کشید و کامل به سمتم برگشت.
رادین- این بازی ما دیگه زیادی داره خطرناک می شه.. باید تمومش کنیم.
لبخند کجی روی لبم اومد و با بدجنسی گفتم: پس بالاخره قبول کردی که تو شکست خوردی نه من!
با حرص گفت: هر جور دوست داری فکر کن.. ولی باید تمومش کنیم.
" انتظار داشتم جلوم جبهه بگیره و بخواد داد و قال را بندازه!! پس چرا این کارو نکرد؟!!
شونه ای بالا انداختم و گفتم: باشه.. پس تمومش کن!
- هر دو با هم باید تمومش کنیم. باید هر دومون به خانواده هامون بگیم همو نمی خوایم.. باید بگیم یه اشتباه بود.
رومو برگردوندم و با پررویی گفتم: تو مشکل داری خودت هم باید تمومش کنی!
با عصبانیت بازومو گرفت و منو به طرف خودش کشید و زیر گوشم گفت: رو اعصابم راه نرو ترنم.. این بازی به نفع تو نیست... دارم به خاطر خودت می گم باید تمومش کنیم! فکر کنم بتونی درک کنی وقتی یه دختر مهر طلاق تو شناسنامش بخوره چقدر براش بد می شه!
با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم: مهر طلاق؟!! من و تو که با هم عقد رسمی نیستیم! مهر طلاق کجا بود؟!
romangram.com | @romangram_com