#هر_دو_باختیم__پارت_166
با صدای مونا چشم از مهناز گرفتم.
مونا- اِ... شما هنوز نرفتی؟!
تنها جوابم بهش فقط اشارۀ سرم به ماشین بود. هر چهار نفرشون سرشون به سمتی که من اشاره کردم چرخید.
صادقی با تعجب گفت: هر چهار چرخ پنچره که!!!
سلطانی- مطمئنا یکی از قصد این کارو کرده!
" اینا هم چشم بسه غیب می گن! نمی دونم کسی بهشون کمک کرد یا خودشون تنهایی به این نتیجه رسیدن!
مونا- اِ اِ... بچه ها اون مهناز نیست اون ور خیابون؟! الان ماشینشو روشن کرد رفت! دیدینش؟
یاوری- اره اره.. من دیدیمش.. این همون دختر عموی مهندس نبود؟
مونا- خب منم که همینو پرسیدم!!
یاوری- اخه من اسمشو نمی دونستم.
- جمعتون جمعه!!
بچه ها کنار رفتن و رادین در حالی که داشت با کلید توی دستش بازی می کرد جلو اومد.
romangram.com | @romangram_com