#هر_دو_باختیم__پارت_157

- اقای تابش وقتی می گم الان یعنی الان!

با کمی مکث سری تکون داد و گفت: بچه ها شما شیرینی رو باز کنین تا من بیام.

با من وارد اتاق شد و درو بست. دست به سینه منتظر ایستاده بود تا من حرف بزنم. رفتم نزدیکش تا صدای ارومم رو بشنوه. نمی خواستم بلند حرف بزنم تا صدام بره بیرون.

با اخم گفتم: این مسخره بازیا یعنی چی؟

خیلی خونسرد این پا اون پایی کرد و گفت: کدوم کسخره بازی؟

- همین برنامه شیرینی دیگه!

- مسخره بازی نیست.. ادم معمولا وقتی داره ازدواج میکنه به دوستانش شیرینی می ده!

" پس حدسم درست بود.. شیزینی بابت خواستگاری بود!

- بچه ها نباید از این مسئله چیزی بفهمن.. فهمیدی؟

- چرا؟!

- چون قرار نیست یه اتفاق جدی بیافته.. این یه مسخره بازیه که بعد از یه مدت قراره این بازی تموم بشه!

ابروهاشو داد بالا گفت: ااااا... پس به زودی می خوای خودتو عقب بکشی و باختو قبول کنی؟

با حرص گفتم: بی خود حرف تو دهن من نذار.. من کی گفتم می خوام کنار بکشم؟

romangram.com | @romangram_com