#هانا_پسر_تقلبی_پارت_201
اه پسره لوس تا تقی ب توقی میخوره میخواد بیاد لباس من دربیاره..
خیلی بده نقطه ضعف دست کسی بدی..
بخاطر اینکه باز ماهان وارد اتاق نشه
سریع لباسم کندم و بعد پوشیدن لباسام از اتاق بیرون زدم..
نگاهم به کت مخمل خوشملی افتاد که
دست ماهان بود میخواست واس پررو به اتاق بره..
حرصم گرفته بود به منومیگفت رسمی خودش اسپرت انتخاب میکرد..
بااخم به سمتش رفتم
ماهان لبخند حرص دراری بهم زد وارد اتاق شد...
پامو به زمین کوبیدم_خیلی خری ماهان...
سیاوش به سمتم اومد_بدین براتون توکاورش بذارم لباسارو..
لباسو به سمتش گرفتم_لطفا یه سایز بزرگترش بیارین
سیاوش متعجب گفت _چرا این فک کنم اندازتون بود؟؟!
بی حوصله گفتم_راحت نبودم توش ..به نظرم سایز بزرگترش بهتر باشه..
سیاوش لبخندی زد_فاق شلوارش تنگ بود؟؟
ابروهام بالا انداختم_بله؟؟؟
تک خنده ای کرد_میگم اگه نقطه حساستو اذیت میکرد فقط شلوار سایز بزرگترش بیارم..
اخه پسرا دوست دارن راحت باشه اونجا...
با دهن باز حرفش تجزیه میکردم
که وقتی منظورش گرفتم
اخمی کردم_نخیر کلا سایز بزرگترش بیارین...
سیاوش
از لحن جدی من جاخورد با گفتن باشه ای
romangram.com | @romangram_com