#هانا_پسر_تقلبی_پارت_176
اهورا_داداش همون فیلم بذار ببینیم بابا..
مهردادنگاهی به من کرد_اصلا هرچی هانی بگه...
ابروهام از تعجب بالا رفت_من؟؟؟
مهرداد_آره ..توبگو چیکار کنیم؟؟؟ صاحب خونه ای دیگه حرف حرفه تو یه
شونه ای بالا انداختم_واس من هیچ فرقی نداره...
مهرداد_خب تو بگو فیلم ببینیم دیگه ضایعم نکن
از لحنش خندم گرفت_خیلی خب فیلم ببینید....
مهرداد_دمت گرم آبجی....
با چشمای از حدقه بیرون زده نگاهش کردم که خندید_یعنی داداش ریزه... اخه لامصب از بس ضعیفی ادم با دخترا اشتباهت میگیره...
مطمءن بودم رنگم پریده...
لبخند تصنعی زدم
...
مهرداد بدون توجه به اینکه حرفش چه به حال و روزمن اورد بود
به سمت تلویزیون رفت
اهورا هم به سمت پریز برق رفت
تمام برق های کلبه رو خاموش کرد ....
مهرداد مشغول ور رفتن با دستگاه پخش بود..
که یهووو صدای بلند و وحشتناک جیغ دختری داخل تلویزیون
هممون ترسوند
نیلو و آینازکه جیغ فرا بنفشی کشیدند
سامان سریع دستش گذاشت رو دهنش_اوووف خواهر ناز نفست چه خبره....
منم از ترس قلبم مث گنجشک میزد..
romangram.com | @romangram_com