#‌هانا_پسر_تقلبی_پارت_152


بهوش اومد میتونی ببریش...

با دهن باز نگاهش میکردم..این چی گفت نامزدم کیه؟؟؟؟

شونه باالا انداختم

این دکترم از بس سرش شلوغه حتما منو با بستگان اون زن داخل اتاق اشتباه گرفته...

وارد اتاق شدم

هانی

اروم روی تخت خوابیده بود

سرم یهش وصل کرده بودند به سمتش رفتم

دستی بین موهای نرم و خوش حالتش کشیدم

موهای نرمش منو یاد موهای دخترا مینداخت

مثل ابریشم بود..

لبخندی روی لبم نشست...

عبور موهاش از لا ب لای انگشتام حس خوبی رو توی وجودم تزریق میکرد...

با باز شدن چشماش سریع دستم عقب کشیدم

اخمی روی پیشونیم نشست...

نمیدونم چرا نمیتونستم با خودم کنار بیام باهاش خوب رفتار کنم

همش دلم میخواست اذیتش کنم تا حرص بخوره و عصبانی بشه...

*******

هانا

******

به محض باز کردن چشمام نگاهم به اخم های درهم ماهان افتاد

_من کجام؟؟


romangram.com | @romangram_com