#هانا_پسر_تقلبی_پارت_150
واس بدن نحیف هانی این حجم خون خطرناک بود...
هانی رو روی صندلی عقب ماشینم خوابوندم
خون ریزی پاش بیشتر شده بود..
تمام صندلی رو قرمز کرد
شاید اگه یه زمان دیگه بود
هانی رو با خاک یکسان میکردم بخاطر این کار
ولی نمیدونم چرا این پسر ریز برام عزیز شده بود
و توی دلم یه حس خوب بهش داشتم
نمدونم چه حسی بود
شاید حس برادرانه یا شایدم حسی قوی تر....
سوار ماشین شدم به سرعت به سمت نزدیک ترین بیمارستان روندم ....
از آینه ماشین نگاهم به رنگ پریده هانی افتاد
صورتش به سفیدی میزد..لباش کبود شده بود....
سرعتم بیشتر کردم
تا سریع تر برسم
بعداز پنج دقیقه جلوی بیمارستان ترمز کردم
سریع هانی رو از صندلی عقب برداشتم به سمت اورژانس بیمارستان رفتم
به محض ورودم چند پرستار به سمتم اومدند
پرستار_چی شده؟؟
_چاقو خورده وبه شدت خون ریزی داره
پرستار منو به سمت اتاقی راهنمایی کرد
_اونجا بخوابونیدش تا دکتر بیاد..
romangram.com | @romangram_com