#هانا_پسر_تقلبی_پارت_135
سرش برداشت سریع جاخالی دادم که با سرعت روی تشک فرود اومد
ماهان ازخواب پرید..
_چش شد ؟؟کی بود؟؟
سریع چشمام بستم که متوجه بیدار بودن من نشه...
صدای نفس های کلافه ماهان رو میشنیدم...
معلوم بود بخاطر اینکه از خواب بیدار شده خیلی عصبانیه...
چقد حرص میخورد من کیف میکردم...خخ
با فرو رفتن دستی بین موهام...
نفسم تو سینه حبس شد..
ماهان _پسره تخص.....
سرش روی شونم گذاشت
حرفش ادامه داد_چقدم بوی خوبی میدی...تو دختر میشدی....رو هوا میزدنتا ....
از حرفش خندم گرفته بود..
کمی سرش رو کنار سرم جا ب جا کرد
تا راحت باشه
چند دقیقه صبر کردم تا بخوابه..
ازش جدا بشم
که خودمم خوابم برد
*****
صبح زود بیدار شدم
ماهان و آیناز هنوز خواب بودند
دهن ماهان همچنان باز بود...
این با اب دهنش مارو شست اه اه
romangram.com | @romangram_com