#‌هانا_پسر_تقلبی_پارت_130


زیر دوش رفتم..

با خوردن قطرات اب به بدنم احساس سبکی میکردم

شامپو مورد علاقمو که عطر خاصی داشت برداشتم به موهام زدم

مشغول شست شو شدم

انقد بدنم رو سابیدم که پوست بدنم قرمز شده بود

وقتی خیالم راحت شد دیگه اثر دستای اهورا روی بدنم نیست

رضایت دادم از حموم خارج بشم...

موهام چون کوتاه بود نیاز به خشک کردن زیاد نداشت

لباسم پوشیدم از حموم بیرون اومدم

که چشمم به رخت خواب های پهن شده وسط هال افتاد

سه تشک کنار هم پهن شده بود....

نگاهم به تشک ها بود که کسی محکم به پشتم کوبید

آیناز_بیا پسر جان بخوابیم انقد نگاه نکن...

بعد اروم گفت_من به شخصه کنار تو میخوابم ....خیلی حال میده کنار یه پسر خوشکل بخوابی...

زد زیر خنده

اروم به پیشونیش زدم_حالا کارت بجای رسیده منو مسخره میکنی؟؟؟

آیناز لپم کشید فرار کرد

منم دنبالش

_صبر کن ببینم...

آیناز_صبر کنم که درسته بخوریم

_خوردنی هم نیستی اخه...

آیناز_دلتم بخواد...


romangram.com | @romangram_com