#‌هانا_پسر_تقلبی_پارت_119

ادم چقد پررو...

با دهن باز رفتنش نگاه میکردم که نیلو هم پشت سرش وارد اتاق شد در بست...

کلی فحش نثار ارواح ماهان و نیلو کردم

...

بهتر بود منم به بقیه کارم برسم....

از کلبه بیرون زدم

به سمت باغچه رفتم

مشغول کاشتن گل های رز و یاس شدم...

*****

کاشتن گل ها چند ساعتی طول کشید..

ولی خیلی زیبا شده بود ....

مطمءنن وقتی گل میداد زیبا ترم میشد..

دست از کار کشیدم و

برای استراحت به سمت کلبه رفتم

وارد شدم

هیچ صدای نمیومد

به سمت اتاق خواب رفتم

یواش در اتاق رو باز کردم

هیچکس داخل اتاق نبود و فقط تیشرت ماهان روی تخت افتاده بود

با خیال اسوده وارد اتاق شدم

و_خجالت نمیکشن ...وقت نشناسا ..اخه بگو اینجا هم جای شیطونی کردنه. ....

وسط روز...اخه

از فکر اینکه مااهان و نیلو چند ساعت پیش روی تخت خواب من باهم رابطه داشتن...

romangram.com | @romangram_com