#همسفر_گریز_پارت_256


راست نشست.

- حله!

نفس همانطور که می خندید، گفت: نمی خوای بری سر کارت؟!

راهی یک ابرویش را بالا برد.

- خنده ت از قلقلک ِ بچه ی حرف گوش کن منه یا داری به خل خل بازی ِ من می خندی؟!... بیرونم می کنی؟!... حق هم داری! حالا دیگه دو به یک شدیم!

به ساعت نگاه کرد.

- می رم ولی ظهر با یه غذای خوشمزه میام. تو نمی خواد هیچ کاری بکنی. فقط استراحت کن تا ناهار... شب هم برنامه داریم.

نفس را ب*و*سید و ایستاد.

- شام بیرون می خوریم، بعد هم باید بریم از این لباس گشادا که خانوما با شکم ِ گنده می پوشن بگیریم!

نفس بلند خندید.

- خودت می گی با شکم ِ گنده!

راهی هم خندید.

- شکم تو هم به زودی گنده میشه. نگران نباش!... آفرین قربون تو برم... بخند! بیخود هم نگران و دلواپس نباش... کاری داشتی زود بهم زنگ بزن. باشه خوشگلم؟

نفس هم بلند شد و سر تکان داد.

کیفش را برداشت.

- به مادرشوهرت خبر میدی یا خودم بگم دارم بابا میشم؟!

در را باز کرد. نفس در را گرفت.

- بگو... من روم نمیشه...

راهی اخم مهربانی کرد.

- مامان شدن خجالت داره؟!

دوباره نفس را ب*و*سید و رفت.

گرمایی که به داخل هجوم می آورد را نفس کشید و برای راهی دست تکان داد.

در را بست و به آن تکیه داد.

به شکم صافش دست کشید و به احساسش فکر کرد.

"مگه آدم به همین راحتی بچه دار میشه؟!... یعنی راستی راستی من الان حامله ام؟!"

از تصورش، هم دلشوره گرفته بود، هم حس ِ عجیب و ناشناخته ای که تا آن وقت، تجربه نکرده بود و اسمی برایش نداشت؛ فقط می دانست احساس ِ خاصی دارد!

شکوفه و خاتون تصمیم گرفته بودند تک تک به کیش بروند.

اول خاتون رفت که طاقت نداشت؛ و چند بسته آلبالو و انواع سبزیجات و غوره برای نفس برد.

انقدر از شادی ِ پدرجان و آقای سزاوار تعریف کرده بود که نفس می گفت خجالت می کشد با آنها رو به رو شود.

یک هفته بعد، رها هم رسید.

اواخر تابستان، حال نفس هم بهتر شده بود و با رها، دائم در حال خرید و خوردن غوره ها و آلبالوهایی بود که خاتون برایش در فریزر می گذاشت.

از گرمای هوا که کم شد، بعد از رفتن راهی، هر سه به مناطق دیدنی و توریستی می رفتند و نفس عکس می گرفت.

راهی به خریدهای مادرش برای بچه می خندید و دائم یادآوری می کرد " تا بچه م بخواد به دنیا بیاد، پروژه تموم شده و برگشتیم تهران. چطور اینهمه وسیله رو ببریم؟!"

یک ماهی که خاتون و رها کنارشان بودند، سریع و پرهیجان گذشت.

romangram.com | @romangram_com