#همیشه_یکی_هست_پارت_78
- خوب واسه همين بهت پول ميديم ديگه .
برگشت سمت اتاقش . خون خونم و ميخورد . شيطونه ميگفت استيل صورتش و بيارم پايين ها ! اي بابا شوما بيخيال شو بلبل خان فحش بچه صلواته !
چقدر دندون رو جيگر ميذاشتم ؟ پوفي كردم و بي اعتنا از كنار اتاقش رد شدم .اصلا به من چه خودش بياد زمين و بشوره تا يكم حالش جا بياد . واسه حالگيري توام شده دست به اين زمين شور كوفتي نميزنم !
زمين شور و بقيه ي وسايل و توي آشپزخونه جا دادم و بلند گفتم :
- من رفتم . خودتون كليد و به عمو رحيم ميدين يا من بدم ؟
همونجوري كه يه پوشه رو تو دستش ورق ميزد و نگاهش پايين بود از اتاقش اومد بيرون و گفت :
- من كه اينجا نميمونم . اين لعنتي رو يادم رفته بود با خودم ببرم فردا دادگاه دارم .
بعد مثل كسي كه زير لب چيزي رو با خودش زمزمه كنه گفت :
- يه چيز ديگه هم مونده بود . ديگه چي ميخواستم ؟
همونجوري دم در وايساده بودم . اَه چقدر لفتش ميداد . سرش و به حالت تفكر از روي پوشش آورد بالا و همينجوري كه فكر ميكرد نگاهش به رد پاهاي خودش روي زمين افتاد اخماش و تو هم كشيد و گفت :
- تميزشون نميكني ؟
شونه هام و بالا انداختم و گفتم :
- يه بار تميز كردم .
- يعني چي ؟ مگه فقط همين يه باره ؟
پوشه رو بست و همينجوري كه به سمت اتاقش ميرفت بلند گفت :
- اينجارو تميز كن بعدم خودت كليد و بده به عمو رحيم .
صداش قطع شد . شونم و با بيخيالي بالا انداختم و از در زدم بيرون . از مادر زاده نشده كسي كه به بلبل حرف زور بزنه !
عمو رحيم دم در وايساده بود و سيگار ميكشيد گفتم :
- زت زياد عمو .
عمو گفت :
- كليدا كو ؟
- خود آق مهندس ميده بهتون بالاست .
دستي واسش تكون دادم و به سمت ايستگاه اتوب*و*س حركت كردم . نيشخندي روي لبم نشست ” حالا وقتي از اتاقش ميومد بيرون ميديد جا تره و بچه نيست ! هه ضايع شدي آق مهندس . ديگه به بلبل دستور نديا . وگرنه بد ميبيني “
تازه چشم به خيابون طويل رو به روم افتاد . انگار روزايي كه خسته تر بودم اين خيابونه كِش ميومد . قدمام و تند تر كردم تا زودتر به ايستگاه برسم . خوش به حال سُها با فريد راحت رفته بود . كاش يكيم پيدا ميشد به ما خوش خدمتي كنه !
romangram.com | @romangram_com