#همیشه_یکی_هست_پارت_293

هيچ صدايي رو نميشنيدم . حتي نگاهشونم نميكردم . زير لب فقط دعا ميكردم هيراد طوريش نشه . اگر ميخواستمم نميتونستم برم جلو و از هيراد دفاع كنم .

چند دقيقه بعد دست گرمي آروم روي دستام كه گوشام و گرفته بود گذاشته شد . با وحشت چشمام و باز كردم صورت مهربون هيراد جلوم بود . چشمام و دور پاركينگ گردوندم . خبري از ذكاوت نبود .

با ترس دستام و پايين آوردم و گفتم :

- كوش ؟ كجا رفت ؟

به آرومي بلندم كرد و گفت :

- نگران هيچي نباش . رفت .

انگار هيراد برام شده بود فرشته ي نجات . هنوزم بدنم لرزش خفيفي داشت . اشكام روي گونه هام ميريخت .

دست هيراد دوباره دور كمرم حلقه شد . واقعا بهش احتياج داشتم . عطر تنش آروم ترم كرد . نفسام منظم تر شده بود . ديگه گريه ام تبديل به هق هقاي كم جون شده بود .

هيراد پشت كمرم و نوازش كرد و آروم گفت :

- آروم باش سرمه . من كنارتم . گريه نكن عزيزم . از هيچي نترس .

صداي مردونه و جذابش آروم ترم ميكرد . دوست داشتم تا ابد توي آغوشش بمونم و اون من و عزيزم خطاب كنه . واقعا عزيزش بودم ؟ من كه ميخواستم ازش فرار كنم . حالا تو ب*غ*لش چيكار ميكردم ؟

نميخواستم الان به اين چيزا فكر كنم . دوست داشتم لحظه لحظه ي آغوشش و به خاطرم بسپرم .

بعد از چند دقيقه تازه به خودم اومدم . خجالت زده سعي كردم از تو ب*غ*لش بيام بيرون . اونم مخالفت نكرد . ازش يكمي فاصله گرفتم و سرم و انداختم پايين . دستام بي هدف كنارم افتادن . نميتونستم بهش نگاه كنم .

وقتي گرماي كت هيراد و روي شونه هاي ل*خ*تم حس كردم تازه فهميدم كه با يه تاپ جلوش وايسادم . بيشتر از قبل خجالت كشيدم . هيراد گفت :

- دكمه ي شلوارت و ببند .

نگاهم سريع به شلوارم افتاد . عجب سر و وضع تاريخي پيدا كرده بودم . سريع بستمش و سعي كردم كت و بيشتر دور خودم بپيچم . سرم و بالا گرفتم . هيراد به نظر كلافه ميومد . دستم ناخود آگاه به سمت موهام رفت . از توي كش سرم در اومده بود و با يه حالت بدي دور و ورم ريخته بود .

هيراد بهم نگاه نميكرد . دستش و جلوي دهنش گرفته بود و به يه نقطه ي نامعلوم نگاه ميكرد . انگار يه چيزي داشت از تو ميخوردش .

دلم ميخواست يه چيزي بگه . سكوتش بدجوري معذبم ميكرد . يه وقت فكر نكنه كه همه ي اين جريانا تقصير من بوده ؟!

دوباره نگاه نگرانم و بهش دوختم . نه بهش نمي اومد كه بي منظق باشه .

بالاخره چرخي زد و به طرفم برگشت . با لحني كه سعي ميكرد آروم باشه گفت :

- حالت بهتره ؟

چند بار سرم و به معني تاييد تكون دادم . گفت :

- خوبه .

سرم و انداختم پايين . دوباره گفت :


romangram.com | @romangram_com