#همیشه_یکی_هست_پارت_287
- باشه .
چند لحظه اي سكوت كردم دوباره سها گفت :
- خوب بگو . چيزي شده ؟
- آره . سها هيراد ديشب بهم يه پيشنهادي داد .
سها هول گفت :
- خاك به سرم . پسره ي وقيح تو چشمات زل زد و بهت پيشنهاد داد ؟
گفتم :
- آره سها منم تعجب كردم از پيشنهادش يعني اصلا باورم نميشد .
سها با لحن متعجبي گفت :
- منم باورم نميشد هيراد اينجوري باشه . واي چشم مريم جون روشن .
- گفت مريم جونم ميدونه .
سها با صداي فرياد مانندي كه باعث شد گوشي رو از گوشم فاصله بدم گفت :
- خاك تو سرم يعني مادرش ميدونه همچين پسري تربيت كرده ؟ اينا ديگه كين !
- بابا حالا پيشنهاد بديم كه نداده . خوب حقم داشت به نظرم منطقي بود حرفش .
- سرمه ! يعني چي منطقي بود ؟ خر نشي قبول كنيا ! بعضي از پسرا همينجورين تا پيشنهادشون و قبول ميكني و خرشون از پل ميگذره ديگه ميرن و پيداشونم نميشه .
- آخه به نفع خودمه .
- چطور گفته ميگيرتت ؟
- چرا چرند ميگي ؟ چه ربطي به اين داره ؟
- خيلي ارتباطش با هم نزديكه . وقتي اون پيشنهاد و داده دو حالت داره يا ميگيرتت و تا آخر عمر با هم خوشبخت ميشين يا اينكه نميگيرتت و بدبخت ميشي .
حس ميكردم سها گيج ميزنه گفتم :
- چرند نگو سها . بدبخت به خاطر من اين پيشنهاد و داده .
- اَي كلك . پس كرم از خود درخت بوده !
- سها قطع ميكنما . جدي باش .
- بابا خوب تو هي ميگي پيشنهاد داده .
romangram.com | @romangram_com