#همیشه_یکی_هست_پارت_242
سرم روي كتاب بود كه هيراد وارد شد بهش سلام كردم اونم خيلي آروم جوابم و داد و رفت سمت اتاقش . دوباره برگشته بود رو روال جهنمي شدن ! البته كاريم به كار هم نداشتيم .
هنوزم يكم بهش فكر ميكردم ولي نه مثل قبل . انگار اين رفتاراي گاه و بيگاه و بدون برنامش روي حس منم تاثير ميذاشت !
تلفن زنگ خورد برداشتم تا صداي الو گفتنم تو گوشي پيچيد صداي جيغ و سر و صداي سها بلند شد تا جايي كه مجبور شدم يكم گوشي و دور كنم از خودم :
- سلام . تولدت مبارك . اميدوارم 120 ساله شي دندونات بريزه پير شي بهت بخنديم .
خندم گرفت گفتم :
- سلام . سها تو شوهر كردي هنوز آدم نشدي ؟
- من آدمم باور نداري از فريد بپرس .
- اوه اوه چه كسي ! چطوري ؟ فريد خوبه ؟
- قربونت ما خوبيم . تو خوبي ؟ كاش الان تهران بودم .
- پاشو بيا ديگه بست نشستي اونجا ؟
- دوم ارديبهشت ميام . آخي دلت برام تنگ شده ؟
- صد سال سياه !
- آره معلومه از صدات . داري واسم بال بال ميزني . فكر كن يه درصد !
- من خودم از قلبت با خبرم .
- سها نذار اون فحش زشته رو بهت بدما .
- آدم تو روز تولدش از اين حرفا ميزنه ؟
- اتفاقا چون روز تولدمه هر كار بخوام ميكنم .
- خوب اون روي خودت و نشون داديا . مارو باش ميخواستيم تورو واسه فربد بگيريم . ولي فكر كنم از اون جاري بدجنسا و خشنا بشي بهشون ميگم منتفيه !
خندم گرفته بود گفتم :
- ديوونه فريد اونجاست و تو داري اين چرت و پرتارو ميگي ؟
خنديد گفت :
- نه نترس رفته حموم . خوب حالا نظرت چيه عروس خانوم ؟
- كوفت و عروس خانوم . دو دقيقه ميتوني لودگي نكني ؟
- لودگي چيه ! مادر شوهرم گفت ميخوايم فربد و زن بديم منم گفتم يه دختر خوب سراغ دارم .
romangram.com | @romangram_com