#همیشه_یکی_هست_پارت_230
- من ؟ اصلا من كاري بهش نداشتم خودش هي ميومد جلو سر صحبت و باز ميكرد .
سها خنديد و گفت :
- خوب بدبخت حق داره . منم وقتي ديدمت ميخواستم بيام جلو سر صحبت و باهات باز كنم .
به بازوش زدم و با خنده گفتم :
- مرده شور چشماي هيزت و ببرن سها !
مشغول خنديدن بوديم كه فريد و هيراد بهمون نزديك شدن . فريد دستش و دور شونه ي سها حلقه كرد و گفت :
- خسته نيستي عزيزم ؟
سها هم با عشق تو چشماي فريد نگاه انداخت و گفت :
- نه امشب بهترين شب عمرم بود .
فريد لبخند مهربوني به روش زد و گونش و ب*و*سيد هيراد گفت :
- تبريك ميگم دوباره . خوشبخت بشين .
هر دوشون تشكر كردن . هيراد از جيب كتش بسته ي كوچيكي رو در آورد و به سمت سها و فريد گرفت گفت :
- يه كادوي ناقابله . از طرف من و مريم جون … و سرمه !
حتي نيم نگاهي به صورتم ننداخت تا قيافه ي متعجب من و ببينه . سها من و تو ب*غ*لش گرفت و فريد هم هيراد و سها كنار گوشم گفت :
- ناقلا راجع به امشب بعدا بايد حسابي برام حرف بزنيا . از وقتي اومدين چسبيده بهت !
يكم از حالت بهت در اومدم خودم و آروم از ب*غ*ل سها كشيدم بيرون . دلم ميخواست يه نگاه بهم بندازه تا ازش بپرسم چرا اين كار و كرد ولي هيراد مشغول حرف زدن با فريد بود . راستش اگه اون كادو رو از طرفم نميداد كلي شرمنده ميشدم چون خودم هيچ كادويي رو واسشون در نظر نگرفته بودم . هيراد شده بود فرشته ي نجاتم ولي زيادم خوشم نيومد . اصلا چرا اون بايد جُرِ من و بكشه ؟
صداي دختري از دور حواسم و پرت كرد :
- واي هيراد . از اول شب دارم دنبالت ميگردم . معلومه كجايي ؟ چطوري؟
بدون تعارف اومد جلو و هيراد و ب*غ*ل كرد . يه لحظه حرصم گرفت . ميخواستم سرش و از تنش جدا كنم . نگاهي به صورت هيراد انداختم صورتش ناراضي به نظر نميرسيد ! چه خوش خوشانشم شده ! كاش تيزي حسن و با خودم آورده بودما ! دختر و هيراد داشتن با هم حرف ميزدن آروم سرم و كنار گوش سها بردم و گفتم : - اين كيه ؟
- چيه حسوديت شد ؟
نگاه عاقل اندر سفيهي بهش انداختم و گفتم :
- نخير . فقط ميخواستم ببينم كيه كه انقدر باهاش خودمونيه !
- يكي از خواهر شوهرامه . فريماه .
چند باري اسمش و زير لب تكرار كردم . انگار ميخواستم واسش خط و نشون بكشم ! مطمئن بودم اگه نگاهش سمت من ميفتاد حتما بهش چشم غره ميرفتم ولي انقدر محو حرف زدن با هيراد بود كه حتي فريدم كه سعي ميكرد هي وارد بحثشون بشه رو ناديده ميگرفت !
romangram.com | @romangram_com