#همیشه_یکی_هست_پارت_202
- شنيدي كه حسن اينا مسافرن ؟
- آره قبل از تو اون زنگ زد گفت ميرن اصفهان . شما جايي نميرين ؟
تو دلم خدا خدا ميكردم كه بگه نه گفت :
- نه بابا ما تهرونيم . بيكار شدي بيا اين وري منم تنهام .
لبخندي نشست رو لبم . هنوز اونقدرام تنها نشده بودم گفتم :
- باشه فردا شايد يه سر بهت زدم .
بعد از چند دقيقه گوشي رو قطع كردم . نگاهم روي صفحه موند . انتظار داشتم كس ديگه اي هم زنگ بزنه ؟! ليست مخاطبين گوشيم و آوردم . هر اسم و بدون مكث رد ميكردم روي يه اسم موندم تماس گرفتم و گوشي رو كنار گوشم گذاشتم :
- بله ؟
- بله و بلا . به توام ميگن دوست ؟
- سرمه تويي ؟
- نه عممه ! هيچ معلومه تو كجايي ؟ به جون سها بدجور از دستت شكارم . فقط بِپا گذرت اين ورا نيفته .
خنديد و گفت :
- باز دو روز ولت كردم لحنت بلبلي شد ؟
- دِ كوفت نخند . الان خط خطيم . اين همه آدم شوهر ميكنن ولي نميرن غيب بشن كه . اصلا معلومه كجايي ؟ انگار نه انگار ما دوستتيم .
- ببخشيد . ميخواستم اتفاقا توي اين تعطيليا بهت سر بزنم .
- زحمت ميكشي !
- بابا كلي كار رو سرمون ريخته بود . نميشد كه انجامش ندم .
- خيلي خوب بهونه نيار . عيدت مبارك .
- انقدر غر ميزني كه اصلا يادم رفت تبريك بگم . عيد توام مبارك . اميدوارم موفق باشي و بالاخره من تو دانشگاه ببينمت .
لبخند نشست رو لبم . خودمم اميدوار بودم يه روزي به اونجا برسم . يكمم با سها حرف زدم و بعد گوشي رو قطع كردم . زل زدم به تلفنم . چرا خبري از هيراد نبود ؟ نميخواست عيد و تبريك بگه ؟ ” خنگ خدا اون كه تبريكش و گفت عيديشم جلو جلو داد ! ” كاش ميشد خيلي جدي و راحت بهش زنگ بزنم و بگم سلام عيدتون مبارك . نه نه اين و نبايد ميگفتم . مثلا ميگفتم . سلام آقاي كياني . عيدتون مبارك سال خوبي داشته باشين . اووووف . نه اصلا نبايد بهش زنگ ميزدم . حالا اون هيراد از خود راضي چه فكري پيش خودش ميكرد ؟
توي همين فكرا بودم كه گوشي توي دستم شروع به لرزيدن كرد و صداش در اومد . دستپاچه نگاهي به صفحه ي گوشي انداختم
توي همين فكرا بودم كه گوشي توي دستم شروع به لرزيدن كرد و صداش در اومد . دستپاچه نگاهي به صفحه ي گوشي انداختم . شماره ناشناس بود يكم خونسرد تر شدم و جواب دادم :
- بله ؟
- سلام بلبل . عيدت مبارك .
romangram.com | @romangram_com