#همیشه_یکی_هست_پارت_198

دوست نداشتم بيشتر از اين زير ذره بين نگاهش باشم . يه نگاه به بسته ي كادوپيچ شده انداختم . يعني چي توش بود ؟ آروم روبان آبي رنگي كه دور كاغذ كادوي سفيد يه دست بود و باز كردم . كاغذ كادو هم ، هم زمان باهاش باز شد يه جعبه ي مخمل سرمه اي جلوي روم بود . نگاه نامطمئني به هيراد انداختم . خونسرد با لبخندي رو لب داشت نگاهم ميكرد . دوباره نگاهم روي جعبه ي مخملي سر خورد . درش و آروم باز كردم . از چيزي كه ميديدم هم متعجب شدم هم خوشحال . يه حال به خصوصي داشتم . تا حالا همچين چيزي رو نداشتم . يه جفت گوشواره ي نقره بود زبونم بند اومده بود . گفت : - ازش خوشت اومد ؟

سرم و گرفتم بالا نگاهش يه برق خاصي داشت . مدل نگاه كردنش فرق كرده بود . آروم گفتم :

- مرسي . واقعا نميدونم چي بگم .

- همين كه بدونم ازش خوشت اومده برام كافيه .

- خيلي قشنگه . ولي …

اخماش يكم رفت تو هم گفت :

- ولي چي ؟

نميدونستم چجوري بهش بگم . دوباره گفت :

- چيزي شده ؟

دوباره نگاهم و روي گوشواره ها چرخوندم . خيلي قشنگ بودن ولي نميتونستم ازشون استفاده كنم . كم مونده بود گريم بگيره . اين كادوي هيراد بود . گفتم :

- زحمت كشيدين ولي من نميتونم ازش استفاده كنم .

هنوز نگاهم روي گوشواره ها بود . حس كردم بهم نزديك تر شد گفت :

- اين فقط يه عيديه . چرا سختش ميكني ؟

اشتباه منظورم و فهميده بود . حتما فكر ميكرد چون اون بهم داده نميتونم ازش استفاده كنم . نگاهش كردم سعي كردم لبخند بزنم گفتم :

- نه منظورم اينه كه خيلي قشنگه و من دوستش دارم فقط من … من گوشام سوراخ نيست .

سرم و انداختم پايين . آخه كدوم دختري بود تا اين سن گوشاش سوراخ نباشه ؟ صداي خندش و شنيدم سرم و گرفتم بالا گفت :

- فقط مشكلت همينه ؟

جوابي بهش ندادم كه گفت :

- خوب ميتوني گوشات و سوراخ كني .

چقدر خنگم من . خوب راست ميگفت اينم زانوي غم ب*غ*ل گرفتن داشت . لحنش آروم تر شد گفت :

- ميخواي الان با هم بريم ؟

- نه نه مزاحم شما نميشم خودم ميرم .

نگاهم كرد و گفت :

- هر دفعه بايد بگم كه مزاحمم نيستي ؟ چقدر تو رو دروايسي داري . بهت نمياد ! حداقل اون آدمي كه من ميشناسم به نظر اينجوري نميومد !


romangram.com | @romangram_com