#همیشه_یکی_هست_پارت_194
- اشكال نداره خوش خواب . بريم ؟
- من هيچي از فيلم نفهميدم !
- چيزي رو هم از دست ندادي . مسخره ترين فيلم زندگيم بود .
از جامون بلند شديم سالن تقريبا خالي شده بود و جز نفرات آخري بوديم كه از در رفتيم بيرون . جلوي در سينما يه لحظه شلوغ شد . هيراد گفت :
- بيا از اين ور بريم سمت ماشين .
داشتيم از بين جمعيت خودمون و ميكشيديم بيرون كه يه مردي خورد به هيراد و گفت :
- ببخشيد آقا .
هيراد گفت :
- خواهش ميكنم .
توي يه چشم به هم زدن ازمون دور شد يهو فهميدم اوضاع از چه قراره سريع دنباله مرده دويدم . صداي هيراد و ميشنيدم كه ميگفت :
- سرمه . كجا ميري ؟ ماشين اين طرفه .
بي توجه به صداي هيراد دنبال مرد ميدويدم . وقتي فهميد دنبالشم سرعتش و بيشتر كرد . با اون پالتو خوب نميتونستم بدوم . توي همون حالت سعي ميكردم دكمه ي آخرم و باز كنم . ولي انگار گير كرده بود انقدر فشارش دادم كه دكمه از جاش در اومد در عوض راحت تر ميتونستم بدوم . تقريبا به يه قدميش رسيده بودم .
دستم و دراز كردم كه لباسش و بگيرم ولي سريع دويد و ازم دورتر شد دوباره سرعتم و بيشتر كردم و دويدم سمتش . نه كه مرد بود قدرت بدنيش بيشتر بود . از شانس خوبم يه لحظه كه برگشت ببينه كجام يهو خورد به يه شاخه ي درخت كه تو پياده رو اومده بود بعد ولو شد رو زمين .
از فرصت استفاده كردم سريع خودم و بهش رسوندم تيزي حسن و از تو جيبم در آوردم و گفتم :
- ببينم به خيالت داري چيكار ميكني ؟ كيف و رد كن بياد .
مرد با التماس گفت :
- باشه باشه . غلط كردم . نزني ناكارمون كني .
- حرف نزن كيف و بده بياد .
كيف پول هيراد و گرفت سمتم از دستش قاپيدم و توش و نگاه كردم . پولاش سر جاش بود .
صداي هيراد من و به خودم آورد :
- يهو كجا دويدي ؟ نفسم گرفت تا اينجا دنبالت كردم .
كيف و گرفتم طرفش و گفتم :
romangram.com | @romangram_com